نام شیعه12باردر قرآن آمده {وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} نام شیعه 12 بار در قرآن آمده { وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} گفتم که نگی نگو نگفتی گفتم که زحق تو هم نیفتی شیعه یعنی ربنا آواز دین می شود نامت جهانی هم یقین تشیع بهترین فرهنگ دنیاست ملاک آدمیت عشق الله ست علی گویان عالم جمله هستند تمام انبیاء هم شیعه هستند علی فاطمه هم جمله نورند به حمدالله حسودان جمله کورند صدای ساز کویت سازکوکان شوند اهل تشیع کل بوکان یا علی درویشو صوفی نیستم فاش می گویم که کوفی نیستم لنگ لنگان طریقت را ببین مردم دور از حقیقت را ببین وقت جانبازی به کنج مسجدو هم خانقاه کوفیان بی وفای نیمه راه وقت جنگ مولاء بودو ذالفقار مردم بی دین کنند از جنگ فرار موج دین را هم تلاطم کرده اند راه اقیانوس را گم کرده اند عشق تو در جان و این جسمو تنم کینچنین بر آبو آتش می زنم یا علی بار دگر اعجاز کن مشت های کوفیان را باز کن هر چه هستی جان مولاء مرد باش گر قلندر نیستی شبگرد باش از عدالت گر تو خواهی یک دلیل یاد کن از آتش دست عقیل شیعه یعنی آیه اثنی اعشر قفل دین را باز کن بهر بشر لنگ لنگان طریقت را ببین مردم دور از حقیقت را ببین وقت جنگ مولاء بودو ذالفقار مردم بی دین کنند از جنگ فرار چون رفیق نیمه راهند کوفیان می کنند از جنگ فرار امروز علی غریب و تنهاست آماج هجوم اهرمن هاست او کیست ؟ گلی ز باغ زهرا پرورده درد و داغ زهرا او نور دل بسیجیان است چون مادر خویش مهربان است ابرها خواستند که طوفان کنند غافل از رعد نگاه الهی این رهبرند این گردبادهای به غیرت در آمده مطیع امر رهبرند که طوفان نمی کنند رعدطوفان یعنی 121یا علی121 قرش تیغ ذالفقار حیدری وای اگر حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد هر که سنگر ساخت او دیوانه است دشمن مولاء به هر ویرانه است بسم الله نام آدم25بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه25شیداء25کعبه25آل الله25باآل قرآن25حکم خدا 25نام الله25آل الله25 ارباب جهان25شاهنشاه جهان25شیعه 25پیامبر25شیعه25پیامبر25شاهنشاه جهان25 ارباب جهان25شیعه25پیامبر 25يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (الحجرات، 2)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد، و همچنان كه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى آنكه بدانيد كرده هايتان تباه شود25.پیامبر25ارباب جهان25شاهنشاه جهان25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25 فرقه25شیعه25پیامبر25ارباب جهان 25شاهنشاه جهان25شیداء 25کعبه25آل الله25باآل قرآن25حکم خدا25نقشه راه25نام الله25آل الله25اولین25حکم خدا 25نقشه راه25دعای25عاقبتت25بخیره 25ماه تابانه 25باسیدآسمان 25محمده25بمهدی25یا انسان دانا25انسان کامل25انسان نمونه25 اصل اسلام 25اصل حق 25مذهبی25نقشه راه25پسرانسان25اهل آسمانه25به الله 25دلاور25بسیجی 25مخلصی25حرم خدا 25یاوره 25قرآنی 25نظرقرآن 25نفس قرآن25حکم خدا25اصل حق25اصل اسلام25 دکترا25 مهندسی25 شیعه25اسم اعظمه25اساس دینه 25حکمه 25بسیجی25مخلصی25دلاور 25قهرمانا25 مجاهدانه 25راه انسانه 25حکم خدا25 نقشه راه 25خدایی25باحقی 25اصل حق25 اصل اسلام25نفس قرآن25باآل قرآن 25آل الله25اصل اسلام 25اصل حق25اولین 25قدرته 25شیعه 25ارباب جهان 25انسان کامل 25انسان نمونه25گنج دینه 25اساس دینه25اسم اعظمه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25 شیعه25 فرقه25آل الله25باآل قرآن 25حرم خدا 25کعبه25کربلا 25آل الله 25شیعه 25انسان کامل25 انسان نمونه25بجهان اسلام25مغزی 25دلاور25 بسیجی 25مخلصی 25ارباب جهان25با حقی 25انسان کامل25انسان نمونه25آل الله25گنج دینه 25اهل آسمانه 25خداونددرآسمانها ملائکه ودرزمین بسیجیهارا آفریدحکم خدا25 دلاور 25بسیجی25قهرمانا 25بسیجی25نمونه ها25به نام جهان25شیداء25 شیعه25اصل اسلام25اصل حق25مخلصی 25اولین25قدرته25اولین25حکمه25به مکتب25ال الله25 انسان کامل 25انسان نمونه 25با آل قرآن25 آل الله25 شاه مردان 25ارباب جهان 25زنده باد25اصل حق 25 اصل اسلام25 ماه تابانه 25شیعه25آل الله25باآل قرآن25 اصل دین25 اصل اسلام 25انسان کامل25 انسان نمونه 25ره اسلام25 اولین 25دین آدم25 اهل قیام 25بادین انسان 25گنج دینه 25حرم خدا25 کعبه25راز خاتم 25 اسم اعظمه25ماه تابانه25 دین ادم25جاده الله 25 نقشه راه 25 مذهبی 25 بجهان اسلام 25عشق جهان25ماه تابانه 25بجهان اسلام 25قدرته 25مجاهدانه 25بسیجی25حرم خدا25کعبه 25 مخلصی 25دلاور25 بسیجی25 با حقی 25اصل اسلام 25اصل حق 25حکم خدا25 نقشه راه 25 25اهل قیام 25قاضی25دکترا 25مهندسی 25با حقی 25 شاه مردان25 ارباب جهان25 اولین25 استاد اعظم 25نظر قرآن25نفس قرآن 25گنج قرآنه25 راستگوها 25 ابن رسول 25استاد اعظم 25 جان خاتمی25 تقواء 25عدالت25بقلب انسان 25شیعه25در تورات عبرانی ماشیع25 ماشیع 25شیعه درکتاب شاکمونی 25ایستاده 25به عرش25 نظر قرآن 25 خوش آمدی25 زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام25انسان کامل25نمونه ها25 شیعه 25انسان کامل25 انسان نمونه25 25نفس قرآن25اصل حق25اصل اسلام25تقواء 25 عدالت25نقشه راه 25با پرچمی 25زنده باد 25به اهل سپاه 25بسیجی 25دلاور 25شمس قمره 25حرم خدا 25کعبه 25شیعه 25فرقه 25دین آدم25با دین انسان 25انسان کامل25انسان نمونه25 اصل اسلام 25اصل حق25 جرعت25 ضربان قلب25قدرت و باطریش باید 25باشه25با قلوبه25 شیعه 25ضربان قلب25 جان کلام 25انسان کامل25انسان نمونه 25شیعه25اصل اسلام25اصل حق25حکم خدا 25 اصل اسلام 25 شیعه 25 نقشه راه 25 حرم خدا 25 کعبه 25 شیعه 25 آل الله 25 با آل قرآن 25نقشه راه 25مذهبی25بجهان اسلام 25 اصل اسلام 25 اصل حق25انسان کامل25انسان نمونه ارباب جهان25شاهنشاه جهان25 شیعه 25نام آدم25باردرقرآن آمده آدم باش و حق را بپذیرتا به کی گمراهی بسه دیگه اینقدر بدبخت نباشید راه رستگاری 31یعنی5تن+12 امام+14معصوم=31 امپراتور31رستگاری31نور قرآن 31 کلام حق31 قرآن ناطق31رستگاری31ره الله 31شهرالله31در قرآن منظور اهل بیت پیامبر میباشد31
نام شیعه12باردر قرآن آمده {وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} نام شیعه12باردر قرآن آمده {وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} نام شیعه 12 بار در قرآن آمده { وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} گفتم که نگی نگو نگفتی گفتم که زحق تو هم نیفتی شیعه یعنی ربنا آواز دین می شود نامت جهانی هم یقین تشیع بهترین فرهنگ دنیاست ملاک آدمیت عشق الله ست علی گویان عالم جمله هستند تمام انبیاء هم شیعه هستند علی فاطمه هم جمله نورند به حمدالله حسودان جمله کورند صدای ساز کویت سازکوکان شوند اهل تشیع کل بوکان یا علی درویشو صوفی نیستم فاش می گویم که کوفی نیستم لنگ لنگان طریقت را ببین مردم دور از حقیقت را ببین وقت جانبازی به کنج مسجدو هم خانقاه کوفیان بی وفای نیمه راه وقت جنگ مولاء بودو ذالفقار مردم بی دین کنند از جنگ فرار موج دین را هم تلاطم کرده اند راه اقیانوس را گم کرده اند عشق تو در جان و این جسمو تنم کینچنین بر آبو آتش می زنم یا علی بار دگر اعجاز کن مشت های کوفیان را باز کن هر چه هستی جان مولاء مرد باش گر قلندر نیستی شبگرد باش از عدالت گر تو خواهی یک دلیل یاد کن از آتش دست عقیل شیعه یعنی آیه اثنی اعشر قفل دین را باز کن بهر بشر لنگ لنگان طریقت را ببین مردم دور از حقیقت را ببین وقت جنگ مولاء بودو ذالفقار مردم بی دین کنند از جنگ فرار چون رفیق نیمه راهند کوفیان می کنند از جنگ فرار امروز علی غریب و تنهاست آماج هجوم اهرمن هاست او کیست ؟ گلی ز باغ زهرا پرورده درد و داغ زهرا او نور دل بسیجیان است چون مادر خویش مهربان است ابرها خواستند که طوفان کنند غافل از رعد نگاه الهی این رهبرند این گردبادهای به غیرت در آمده مطیع امر رهبرند که طوفان نمی کنندجان کلام 25انسان کامل25انسان نمونه 25شیعه25اصل اسلام25اصل حق25 نام آدم25باردرقرآن آمده آدم باش و حق را بپذیرتا به کی گمراهی 74 فرقه همه بر باطلند 74 ابجد سه شیطان میباشد 74 والشجرتها الملعونه 74 اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن می فرماید ما این سه مجرم را سخت عقو بت خواهیم کرد چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد عمر 22+27 ابوبکر +25 عثمان = 74 والشجرتها الملعونه74
به ابجدظالم 971-430 مقصر=541عمر ابوبکر 541دشمنه اسلامی541 فتنه ها541اهله شر 541آفت کلی 541مکافات541 مرگ کافر541به ابجدآل سعود171+370شیطان=541 فتنه ها541 فریب کاران منافق دین اسلام1031 - 1202سه خلیفه =171نابحقی 171 یا ناحقا171 آل سعود171آل سعود171+370شیطان= 541عمر ابوبکر541 فتنه ها541بقاصبان نامرد541به اول قاصب بدین اسلام 541زور گویانی فاسقی 541 نامحرم ها دین اسلام541 فتنه ها541 عمرابوبکر541 به ابجد ظالم 971- 430 مقصر =541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر541 دشمنه اسلامی541 توهین دین ها 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 مرگ کافر 541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده با خفتو خاری از دنیا رفت همه ناحق ها دوسال خلافت نکرده به درک واصل میشوند قاتلان امام حسین دو سال نشده همه به دست با کفایت حضرت مختار کشته شدندابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد صغیر سه خلیفه 74 و الشجرتها الملعونه74بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدندبه ابجد خیانت کاردین 1346-144اسلام=1202سه خلیفه خیانت کنندگان به اسلام 1276 -1202 سه خلیفه = 74 ابجد صغیر سه خلیفه قاصب دین 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان 74 نامرده دینه اسلام 467-541 عمر ابوبکر =74 با تبری 615-541 عمر ابوبکر = 74 فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر = 74 فرقه شدن دین اسلام ابجد صغیر ابوبکر عمر عثمان = 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان =74باعث 74 فرقه شدن دین شدند 74والشجرتها الملعونه 74 ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون74
با کافران کوردل 615-541 فتنه ها = 74 عمر ابوبکر عثمان 74 باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدند مقصر اصلی دین 615 -541 فتنه ها عمر ابوبکر = 74 فرقه گمراه دین 74 ابجدصغیر عمر ابوبکر عثمان 74 باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدند فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر
به ابجد اختلاف دین 1276-1202 ابوبکر و عمر و عثمان = 74کسانی که باعث شدند در دین اسلام اختلاف بیفتد و دین اسلام را به 74 فرقه از هم متلاشی نمودندعمر ابوبکر عثمان 74 بودند ابوبکر27+22عمر+25 عثمان = 74
دزدان نامرده دینه اسلام 467-541 عمر ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541 عمر ابوبکر= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان =74
خیانت کنندگان به اسلام 1276 -1202 سه خلیفه = 74 ابجد صغیر سه خلیفه قاصب دین 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74
به ابجد تروریست 1276- 1202 سه خلیفه = 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام 74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74 قیامت دین 615-541 =74 عمر ابوبکر عثمان 74اینم آیه قرآن هم به ابجد صغیر و هم به ابجد کبیر جدا جدا 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت میکنیم 74 یا مجرمین دین اسلام 74 یا خبیثه 1128-1202 سه خلیفه = 74 عمر22 ابابکر27+25 عثمان = 74 این سه خلیفه باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندبه ریاضی قرآن= فریب خوردگان 1153-1202 ارتش کفار= بکافران محض= 49 ابجد صغیر عمر و ابوبکر رکب وبا به ابجد دشمن دین اسلام 590-541عمر و ابوبکر=49 ابجد صغیر عمر ابوبکر49
خائنین دین ها 851-541 عمر ابوبکر= 310 عمر بدترین امت اسلامی 1249-1202 سه خلیفه =310 عمردشمن دین اسلام 590-541 عمر و ابوبکر = 49 ابجد صغیر عمر ابوبکر49 میباشد92محمد + عهد شکن 449 =541 عمر و ابوبکر عهد خود را شکستند = بغدیر 1216-14 معصوم = 1202 ابجد عمر ابوبکر و عثمان 1202 دشمن خدا بوده اند توهین471 توهین471 + 119ناسزا = 590- 541 ابوبگر و عمر = 49 باز ابوبکر و عمر 49 میآید ابوبکر 27+22 عمر = 49 مارمولک چلپاسه 49پس جایز است توهین و ناسزا در حقشیطان به ابجد شیطان 22 عمر 22 ابابکر22شیطان 22 دروغ 22 بدختی 22 لعنت 22 مقصر22 هذیان 22لعنت 22 ملحد22
{الاعراب اشدا" کفرا"و نفاقاو احذرالا یعلموا حدودو ما انزل الله علی رسوله والله علیم حکیم}خائنین دین ها 851-541 عمر ابوبکر= 310 عمر بدترین امت اسلامی1249-1202سه خلیفه=310عمر ستمگران اهل دین اسلام 851-541 = 310 عمر310منکر310نیرنگ310 ابله منافقا310حرامیان310 گمراه دین310با خائن اسلامه 851-541 عمر ابوبکر= 310 عمر310 گمراه دین310نیرنگ310کفری310 منکر310جهل عرب310 اباجهل در دین310فاسق دینه 310جاهل منافق310مکاره پلید310دلیل نفاقه310فاسق دینه310بی ایمان دین اسلام310قاصبان بدین310پلید ها دین اسلام310ناحق عالمی310 گبر پلید دین 310 دلیل نفاقه310 فاسق دینه 310 گمراه دین 310 عمر310 جهل عرب310 اباجهل در دین 310عمر310مکاره پلید 310 بی ایمان دین اسلام 310با قاصب کل دین 310 عمرسامری قوم محمد عمر گاو بوود لعنتی بی پدر تخریب گر اهل دین 1512-1202 سه خلیفه = عمر 310 غرب 1202تخریب گر اهل دین1512-1202سه خلیفه =310عمر310با اهل منافق 310جاهل منافق 310 ابله منافقا 310با اهل منافق310فاسق دینه310 دزدان فدکه فاطمه 310 قاصبان بدین310 با قاصب کل دین310عرعر خرهم بوود لعن عمر=310 ابله منافقا310 جاهل منافق310 جهل عرب310 عمر اباجهل در دین 310 گمراه دین310 نیرنگ 310نمرودی310نامردیه خیانت کاران اهل دین1433-1202سه خلیفه=231 ابوبکررکب وبا خیانت منافقا1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر رکب وبا به ابجدمنافقین331-110 دین الهی =231 ابوبکر رکب وبا به ابجد آفت دین اسلام 677-136مومن علی =541 کافر پلید دین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر رکب و با بخوان نام خلفاء بر عکس می فهمی حق را علی مولاء است وهابیت خبیس عالم دین اسلام 1433-1202 سه خلیفه =231 ابوبکر 231 ابوبکردوسال خلافت نکرده از دنیا رفت و آرزوی ریاست را به گور برد می گویند عمر در شرابش سم می ریخت خداوندتنها فرزندان کوثرقرآن را بر گزیده است پیامبرفرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزنددخترم فاطمه باشد فقط فرزندان پیامبر شیعه میباشند اهل بیت پیامبر چندین بار در قرآن آمدهاین آیه نورانی اهل بیت هم 47 حروف میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. در تورات و انجیل فارقلیط وپرکلیتوسه 47به ابجد47 یا ثارالله 47کسانی است که نام آنها بر سر زبان ها باشد و همه کس آنها را ستایش کنندبه علم ریاضی علم ابجد قرآن پرکلیتوسه 47 منظور نبوت خاتم و اهل بیت او میباشند پرکلیتوسه 47 به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد این آیه نورانی اهل بیت هم 47 حروف میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن7 بار آمده محمد 4+علی3= 7 بار آمده محمد فاطمه چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی 7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن7 باردر قرآن منظور میباشدمحمد علی فاطمه حسن حسین جعفر موسی 7 و سرور عالم منجی تمام ادیان قائم آل محمد(عج) که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان دردست درراه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد.اکنون به آیه تطهیر دقت کنید این آیه نورانی در باره اهل بیت پیامبر فرزندانش میباشد که جمع حروف اسمشان 47 کلمه به اندازه 47 کلمه آیه تطهیر میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد47 خلیفه الله47 درود بر تمامی مردانو زنان حق طلب بدانند 14 معصوم اهل بیت پیامبر میباشند و چندین آیه در قرآن در باره ما اهل بیت آمده کلای خود را قاضی کنیم این وسط یا ما اهل بیت پیامبر راست می گوئیم یا قاصبان خلافت محمد و علی مرد باشید و حق دوازده امام بر حق جانشین واقعی محمد علی 737 -541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر =196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام196کلید اسلام 196کلید به دین الله 196دین اسلام196ضرب 14 معصوم درخودش میباشد وجود اوصياي دوازده گانه در اديان
از سوي ديگر، روايات بسياري در منابع شيعه و سنّي آمده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
هر سنّتي كه در اديان گذشته بوده، مو به مو در آيين اسلام هم هست. از جمله اين سنت ها، داشتن دوازده وصي و خليفه است؛ چنان كه غيبت و ظهور رهبر و امام نيز از سنّت هاي اديان ابراهيمي است كه در اسلام نيز اصل غيبت و ظهور رهبري وجود دارد (طبراني، بي تا: ج4، ص204؛ سيوطي، بي تا: ج2، ص444).
در اين كه پيامبران اولوا العزم هر يك دوازده وصي داشته اند، ترديدي نيست و در قرآن و سنت به برخي از آن ها تصريح شده است. موسي بن عمران عليه السلام دوازده نقيب، حضرت عيسي عليه السلام دوازده حواري و ابراهيم و نوح عليهم السلام هم هر يك دوازده وصي داشته اند. قرآن كريم به صراحت يا به كنايه، بعضي از آن ها را ذكر كرده است: (و قطّعنا هم اثنتي عشرة أسباطاً أمماً)؛ قوم موسي را به دوازده گروه منشعب كرديم>> (اعراف، 160؛ مائده، 12). در آيه اي ديگر مي فرمايد: (و لقد أخذ الله ميثاق بني إسرائيل و بعثنا منهم اثني عشر نقيباً)؛ همانا خداوند، از بني اسرائيل پيمان گرفت و دوازده نقيب و بزرگ از ميان آن ها برانگيختيم>> (همان).
همان گونه كه مي بينيم، سخن از برانگيختن و انتصاب دوازده وصي است، نه انتخاب امت. آلوسي، از مفسّران اهل سنّت، ذيل همين آيه مي نويسد: <<نقباي بني اسرائيل، وزيران موسي بودند و سپس به مقام نبوت رسيدند>> (آلوسي، بي تا: ج6، ص78).
حتي كلمه <<اثنتا عشره>> در آيه ذيل نيز ظاهري دارد و تأويلي. در سوره بقره مي فرمايد: (فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً)؛ ]به موسي[ گفتيم: عصايت را بر سنگ بكوب، ]تا عصا را به سنگ زد[ از آن، دوازده چشمه جاري شد>> (بقره، 60)؛ در صورتي كه يك چشمه پر آب، به مثابه رودخانه بزرگ مي توانست تمام اقوام بني اسرائيل را سيراب كند؛ از اين رو نجم الدين رازي در تفسير بحر الحقايق در تأويل آيه فوق مي گويد:
مقصود از آب، چشمه هاي حكمت است. چشمه هاي حكمت، حكيمان دوازده گانه را مي طلبد و كلمه <<لا اله الا الله>> نيز از دوازده حرف تشكيل شده و هر يك از آن حروف، چشمه ساري است از علم و معرفت. حكمت اين دوازده حرف در كلمه توحيد و اخلاص است كه اساس دين و سرچشمه نقيبان دوازده گانه اند و ممكن است رمز و اشاره به دوازده امام و خليفه در تمام اديان الهي نيز باشد.
در حقايق التفسير ذيل آية فوق از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه <<عين>> را به معرفت تأويل مي كند و نخستين منزل معرفت را توحيد و عبوديت مي داند و آن را به موارد ديگر مانند چشمه صداقت و اخلاق سرايت مي دهد (اسلمي، بي تا: ج1، ص246).
مشابه اين كلام در تأويل آيه (و بئر معطّلة و قصر مَشيد) (حج، 45)؛ نيز آمده است. چاه هاي سرگرداني كه صاحبانش نابود و آب هايش در زمين فرو رفته و بي مصرف مانده است؛ نه كسي از آن، آب برمي دارد و نه تشنه اي سيراب مي شود. امام صادق عليه السلام فرمود:
مقصود از <<قصر مشيد>>، آن قصري است كه به دليل عدم مراجعه مردم در حال خرابي است، و منظور از <<بئر معطّله>> امام صامت و ساكت و راكد است و <<قصر مشيد>> امام ناطق مي باشد كه مردم او را ترك كرده اند (طباطبايي، 1361: ج16، ص396).
در سوره اعراف مي فرمايد: (و قطعناهم اثنتي عشرة اسباطاً امماً) (اعراف، 16)؛ قوم موسي را به دوازده گروه منشعب كرديم تا هر سبطي طايفه اي باشند>>. در آيه اي ديگر مي فرمايد: (و بعثنا منهم اثني عشر نقيباً) (مائده، 12)؛ و دوازده بزرگ و نقيب از ميان قبايل بني اسرائيل مبعوث كرديم تا ]هر كدام امامي براي گروهي باشند و هر امامي از علم و حكمت الهي، گروه خود را سيراب كنند[>>.
پس نتيجه مي گيريم هدف از چشمه هاي دوازده گانه نقباي دوازده گانه اند كه هر يك بايد گروهي را رهبري و از سرچشمه حكمت سيراب كنند.
اگر به آيه <<يوم ندعوا كل أناس بإمامهم>>[3] توجه كنيم، خواهيم فهميد همان امام كه در دنيا امت را هدايت يا گمراه مي كند همان رهبر آخرتي نيز هست كه آنان را به بهشت يا جهنم مي كشاند.
در خصوص امامان دين، آيات ديگري نيز هست كه از طرق خاصه و عامه به امامان شيعه تفسير و تأويل شده است و فرضاً اگر كسي اشارات و كناياتي را كه درباره امامان دوازده گانه در قرآن رسيده است، قبول نداشته باشد، از پذيرش احاديث نبوي كه از طريق شيعه و اهل سنّت به صورت متواتر رسيده است، گريزي ندارد. ما بخشي از آن احاديث را از باب نمونه مي آوريم:
امامان دوازده گانه در منابع اهل سنّت و شيعه
جاي هيچ ترديدي نيست كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم روايات مختلفي درباره امامان دوازده گانه بيان كرده است كه از طريق مجامع حديثي شيعه و سنّي به تواتر به ما رسيده است. يكي از مضامين آن روايات اين است كه <<خلفاي بعد از من، دوازده نفرند كه تمام آن ها از قريش يا بني هاشم هستند>>. اكنون فهرستي از عناوين اين نوع احاديث را مي آوريم و براي فزوني بصيرت، از هر عنوان، نمونه هايي از رواياتي كه از طريق منابع اهل سنّت رسيده است، بازگو مي كنيم.
الف. دوازده امام و تصريح بر آنان
مجموعه احاديثي كه به مضمون فوق از سنّي و شيعه به ما رسيده، 271 حديث است كه به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:
1. صحيح بخاري از محمد بن المثني و او از غندر و به ترتيب از شعبه و عبدالملك نقل كرده است كه از جابر بن سمره شنيدم كه مي گفت: <<سمعت النبي صلي الله عليه و آله و سلم يقول: <<يكون اثناعشر اميراً>> فقال كلمة لم أسمعها. فقال أبي: <<يقول: كلهم من قريش>> (ترمذي، همان: ج2، ص45)؛ در اين حديث، امامان دوازده گانه به دوازده امير و رهبر تعبير شده اند كه از تبار قريشند.
2. مسلم در صحيح خود، با سند صحيح از جابر بن سمره از پدرش نقل مي كند كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمود: <<ان هذا الأمر لاينقضي حتي يمضي فيهم اثناعشر خليفة كلهم من قريش؛ قطعاً حاكميت اسلام تمام نمي شود، مگر اين كه دوازده خليفه بر او بگذرد كه تمام آن ها از نسل قريش باشند>> (مسلم، بي تا: ج2، ص191).
3. ابوداوود نيز در صحيح خود از جابر بن سمره نقل مي كند: <<سمعت رسول الله يقول: <<لايزال الدين عزيزاً إلي اثني عشر خليفة فكبر الناس وضجّوا...>>؛ شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: <<پيوسته دين اسلام، عزيز و سربلند خواهد بود، تا دوازده خليفه بر آن حكومت كنند. مردم تكبير گفتند و بلند گريستند>> رسول اكرم پس از تكبير و گريه شوق اصحاب، كلمه اي فرمود كه آن را نشنيدم. از پدرم پرسيدم؛ گفت: <<كلّهم من قريش؛ همگي از قريشند>> (سجستاني، 1404: ج2، ص207).
به اين مضمون، روايات فراواني رسيده است كه از مجموع آن ها به دست مي آيد كه حضرت، به صورت قضيه شرطيه فرموده است: در صورتي كه امامان دوازده گانه با اراده مردم بر امت حكومت كنند، ملت اسلام پيوسته عزيز و پيروز خواهند بود و اگر آنان حكومت نكنند، هرج و مرج پيش خواهد آمد؛ چنان كه در حديثي از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پرسيدند: <<ثم يكون ماذا؟ ثم يكون الهرج>>. چنان كه در بعضي از روايات ديگر به فتنه هاي ويرانگري بعد از رحلت خود نيز اشاره كرده است.
در صحيح بخاري از طرق مختلف از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: <<يرد علي يوم القيمه رهط من أصحابي فيجلون عن الحوض فأقول: يا ربّ اصحابي. فيقول: إنك لاعلم لك بما أحدثوا بعدك. إنهم ارتدوا علي أدبارهم قهقري؛ در قيامت، گروهي از اصحابم به من وارد مي شوند. آنان را از حوض پراكنده و دور مي سازند. عرضه مي دارم: خدايا! اين ها اصحاب من هستند. مي فرمايد: نمي داني بعد از تو چه كردند؛ آن ها مرتد شدند و عقب گرد كردند>> (بخاري، 1407: ج18، ص148).
در صحيح مسلم نيز حديثي مشابه از عايشه نقل شده است.
ب. برابر بودن خلفاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با نقباي بني اسرائيل
در يك سلسله از روايات، آمده است كه خلفاي بعد از پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به عدد نقباي بني اسرائيل هستند. در اين باب، از طريق شيعه و سنّي مجموعاً چهل حديث رسيده است كه به نمونه اي از احاديث اهل سنت اكتفا مي كنيم:
حاكم در مستدرك از مسروق نقل مي كند: شبي در مسجد نشسته بوديم و قرآن مي خوانديم. كسي پرسيد: << اي أبا عبدالرحمن! آيا از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پرسيديد كه چند نفر خليفه بر اين امت حكومت خواهند كرد؟>> گفت: <<آري؛ پرسيدم. فرمود: اثنا عشر عدد نقباء بني اسرائيل>> (احمد حنبل، همان: ج4، ص501؛ سيوطي، همان: ج1، ص350؛ متقي هندي، همان: ح14971).
ج. قريشي بودن دوازده امام
بيش از سي روايت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسيده است كه مي فرمايد: خلفاي دوازده گانه از قريش و تبار هاشم هستند. اكنون به دو نمونه از آن ها كه از اهل سنّت نقل شده، اشاره مي كنيم:
1. ابن ابي الحديد معتزلي از امام علي عليه السلام نقل مي كند كه فرمود: <<إن الأئمة من قريش غرسوا في هذا البطن من هاشم لاتصلح علي سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم؛ تحقيقاً امامان از نسل قريش در نسل بني هاشم كاشته شده اند و غير آنان، صلاحيت امامت را ندارند و همچنين حاكمان از غير بني هاشم صلاحيت و شايستگي براي خلافت ندارند>> (حاكم نيشابوري، همان: ج4، ص73).
ابن ابي الحديد مي نويسد:
سخن امام علي عليه السلام با اصول معتزله نمي سازد؛ ولي من سخن علي را قبول دارم؛ چرا كه به گونه متواتر ثابت است كه پيامبر در شأن او فرمود: <<إنه مع الحق و إن الحق يدور معه حيث دار؛ علي، تحقيقاً با حق است، به هر سو بگردد، حق هم به همراه او مي گردد>> (ابن ابي الحديد، 1404: ج2، ص287).
امامان دوازده گانه كيانند؟
مطابق رواياتي كه امامان دوازده گانه را از قريش و از تبار هاشم مي داند، مي توان حكم كرد كه امامان دوازده گانه از اهل بيت و عترت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي باشند؛ چنان كه شيخ سليمان قندوزي حنفي، از محققان اهل سنّت، در بيان مراد جدي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از احاديث اثنا عشر مي نويسد:
مراد و مقصود حضرت رسول از روايات <<اثنا عشر>>، امامان دوازده گانه از اهل بيت آن حضرت مي باشد و ممكن نيست آن را بر خلفايي از اصحاب حمل كرد؛ زيرا عدد آن ها كمتر از دوازده است. همچنين نمي توان بر خلفاي بني اميه هم حمل كرد؛ زيرا عددشان بيشتر از دوازده مي باشد. مضاف بر اين، به دليل ظلم فاحشي كه آن ها بر اولاد پيغمبر روا داشتند، بعيد است كه رسول اكرم آن ها را خليفه خود بشناسد. دليل سوم اين كه آنان از بني هاشم نبودند.
ابوبكر بن عربي مي نويسد:
اگر ما دوازده نفر را به حسب صورت شماره كنيم، به سليمان منتهي مي شود و حال آن كه خلفاي عباسي بيست و هفت نفرند. اگر از جهات معنوي آن ها را رديف كنيم، پنج نفر مي شوند خلفاي اربعه و يكي هم عمر بن عبدالعزيز بوده من ديگر معنايي براي حديث سراغ ندارم (ابن عربي، بي تا: ج9، ص68).
وانگهي علي و يازده فرزندانش از اهل بيت هستند كه به اعتراف بزرگان اهل سنت با احدي از اصحاب و مردم قابل قياس نمي باشند (ابن جوزي، بي تا: ص212؛ طبري، بي تا: ج3، ص180؛ حسكاني، بي تا: ج2، ص270).
د. ذكر نام اول و آخر امامان دوازده گانه
يك سلسله احاديث است كه نام اول و آخر امامان در آن ذكر شده است. در اين باب، در مجموع، 94 حديث آمده است كه به يك نمونه از طريق اهل سنّت بسنده مي كنيم.
حافظ ابراهيم جويني با ذكر سند از عبدالله بن عباس نقل كرده است كه پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
إن أوليايي و أوصيائي حجج الله علي الخلق بعدي اثناعشر أولهم أخي و آخرهم ولدي. قيل: <<يا رسول الله! من اخوك؟>> قال: <<علي بن ابي طالب>>. قيل: <<فمن ولدك؟>> قال: <<المهدي. إنه يملأ ها قسطا و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً>>؛
خلفا و اوصياي من و حجت هاي خدا بعد از من، دوازده نفر خواهند بود كه نخستين آن ها برادرم است و آخرين آنان، فرزندم. گفته شد: <<اي رسول خدا! برادرت كيست؟ فرمود: <<علي بن ابي طالب>>. گفته شد: <<فرزندت كيست؟>> فرمود: <<مهدي؛ همان كسي كه دنيا را پر از عدل و داد كند، پس از اين كه پر از ظلم و جور شده باشد>> (قندوزي، 1418: ص443).
هzwj;. امامان دين از اهل بيت پيامبرند
رواياتي از طريق سني و شيعه وجود دارد كه نشان مي دهد امامان دوازده گانه از اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم هستند. حافظ ابو منصور با سند خود از ابو سعيد خدري چنين روايت كرده است:
صلّي بنا رسول الله صلوة الأولي ثم أقبل بوجهه الكريم علينا: <<يا معاشر اصحابي! إنّ مثل أهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح و باب حطة بني اسرائيل فتمسكوا بأهل بيتي، الأئمة الراشدين من ذريتي فإنكم لن تضلّوا أبداً>>. فقيل: <<يا رسول الله! من الأئمة بعدك؟>> قال: <<اثناعشر من أهل بيتي>> أو قال: <<من عترتي>>؛
پيامبر با ما نماز جماعت اقامه كرد. پس از نماز ظهر، روي خود را به ما كرد و فرمود: << اي گروه هاي اصحاب من! بدانيد مَثَل اهل بيت من، ميان شما همانند كشتي نوح است؛ پس به اهل بيت من تمسّك نماييد؛ يعني امامان راشد از نسل من. اگر به ايشان تمسّك پيدا كنيد، قطعاً هرگز گمراه نخواهيد شد>> (همان، صص240-242).
مرحوم اربلي مي گويد:
بر علماي اهل سنّت است كه اين دوازده نفر را براي ما مشخص كنند و آنان دو راه بيشتر ندارند: يا دوازده تن از غير امامان شيعه معيّن مي كنند كه چنين چيزي امكان ندارد؛ چرا كه حاكمان امر خلافت از صحابه و بني اميه و بني عباس، بيش از پنجاه تن هستند، يا اثبات كنند كه اخبار وارده در اين باب ـ با وجود تواتر و صحت سند ـ ضعيف و غير صحيح هستند و نبايد به آن ها اعتماد كرد. در اين صورت، همه مسلمان ها از آنان مي پذيرند.
يا ناگزير، به قسم سوم ملتزم مي شوند و چاره اي جز اعتراف به امامان دوازده گانه (مطابق عقيده شيعه اماميه) ندارند. مذهب زيديه نيز بايد به اين عقيده ملتزم باشند؛ البته اگر انصاف و حق طلبي را راه و رسم خود قرار دهند و از عناد و لجاجت دست بردارند؛ چرا كه اسم و رسم امامان دوازده گانه براي شيعه مشخص شده، آن هم با روايات متواتر و روشن كه شك و ترديدي در صدور آن ها از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نيست (اربلي، همان: ج2، ص146و148).
روايات اهل سنّت هم بر امامان دوازده گانه تصريح دارند؛ با وجود آن كه آن بزرگواران را عملا از خلافت ظاهري بازداشتند و از منصب خدادادي شان بركنار كردند؛ اين امر، به عقيده اماميه ضرري نمي رساند؛ چرا كه نشانه مظلوميت امامان شيعه است. بي جهت نيست كه حضرت علي عليه السلام فرمود: <<و ما علي المؤمن من غضاضه في أن يكون مظلوماً مالم يكن شاكاً في دينه...؛ براي مؤمن تازگي ندارد از اين كه مظلوم واقع شود، تا هنگامي كه در دين شك نكند (تستري، بي تا: ص98). چنان كه عمار بن ياسر در جنگ صفّين گفت: <<والله لوضربونا حتي يبلّغونا سعفات هجر لعلمنا أنا علي الحق و انهم علي الباطل؛ به خدا سوگند! اگر ما را به قدري بزنند، تا به منطقه نخلستان هاي خرماي هجر برانند و عقب نشيني كنيم، هر آينه يقين خواهيم دانست كه بر حق هستيم و معاويه و اصحابش بر باطلند>> (اربلي، 1381: ج2، ص146و148).
خطيب خوارزمي با ذكر سند، اين روايت را از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل مي كند كه خداوند متعال در شب معراج فرمود:
يا محمد! إني خلقتك و علياً و فاطمه و الحسن و الحسين و الأئمة من ولد الحسين من شبح نوري و عرضت ولايتكم علي أهل السموات و الأرض فمن قبلها كان عندي من المؤمنين و من جحدها كان عندي من الكافرين؛
اي محمد! من تو را و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين را از لمحه اي از نور خود آفريدم. آن گاه ولايت شما را بر اهل آسمان ها و زمين عرضه داشتم. پس هركسي پذيرفت، نزد من از مؤمنان به شمار مي آيد و كسي كه انكار كرد، در شمار كافران قرار مي گيرد ... (جويني، 1400:ج2، ص319؛ قندوزي، همان: ج3، باب93، ص160).
و. دوازده امام با ذكر نام و نشان
در منابع سنّي و شيعه در اين باب، پنجاه حديث رسيده است كه به ذكر يك نمونه اكتفا مي كنيم:
در كتاب فرائد السمطين از مجاهد و ابن عباس حديثي نقل شده است كه به ترجمه آن مي پردازيم:
يك نفر يهودي به نام <<نعثل>> به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد و پس از پرسش درباره خداوند و پاسخ گرفتن، پرسيد: <<اكنون از وصي و جانشين خودت بگو كه كيست؟ چرا كه پيغمبران اولواالعزم همگي وصي و خليفه داشته اند و موسي، پيامبر ما يوشع بن نون را وصي خود قرار داد>>.
پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: <<وصي من، علي بن ابي طالب است و پس از وي دو سبط من حسن و حسين هستند و پس از آن دو، نه تن از امامان از صلب حسين خواهند بود>>.
يهودي عرض كرد: <<اي محمد! نام و مشخصات آن ها را برايم بيان كن>>. فرمود: <<بعد از حسين، پسرش علي است و بعد از او فرزندش محمد و سپس فرزندش جعفر و بعد از او فرزندش موسي و بعد از وي فرزندش علي و بعد از او فرزندش محمد و پس از وي فرزندش علي و بعد از او و پس از او فرزندش حسن و پس از او فرزندش مهدي است؛ اين ها هستند امامان دوازده گانه>>.
يهودي گفت: <<بگو تا بدانم علي و حسن و حسين، مرگشان چگونه است؟>> فرمود: <<علي با شمشيري كه بر فرقش زده مي شود، كشته مي شود و حسن، به زهر جفا و حسين، سرش از بدنش جدا مي شود>>.
يهودي پرسيد: <<جايگاه آنان كجاست؟>> فرمود: <<در بهشت، در مقام من هستند>>.
يهودي فرياد زد: <<شهادت مي دهم: معبودي جز خداوند نيست و اين كه تو رسول او هستي و شهادت مي دهم كه آنان بعد از تو اوصيايت هستند. من در كتاب هاي پيشين و در آنچه موسي با ما عهد كرده بود، يافتم كه در آخر الزمان پيغمبري خواهد آمد كه به او احمد و محمد گفته مي شود. او خاتم همه پيامبران است و بعد از وي پيامبري نيست و نخواهد آمد و پس از او، اوصيايش دوازده نفرند. اول آن ها پسر عمّ و شوهر دختر او است و دوم و سوم، دو برادرند از فرزندان پيغمبر، اولي را به وسيله شمشير مي كشند و دومي را به وسيله زهر و سومي را با عده اي از اهل بيتش با لب تشنه در غربت، شهيد مي كنند.... نُه نفر از اوصياي پيغمبر اسلام از فرزندان سومي هستند. اوصياي پيامبر به عدد اسباط بني اسرائيل دوازده نفرند>>.
پيغمبر فرمود: <<آيا اسباط را مي شناسي؟>>
عرض كرد: بلي. اول از اسباط، لاوي بن برخيا است. هم او بود كه شريعت خويش را پس از فرسوده شدن، ظاهر ساخت و با قرطيساي ـ قرشيطا ـ پادشاه جنگيد تا او را كشت>>. سپس پيغمبر فرمود: <<در امت من نيز همان واقع خواهد شد كه در بني اسرائيل رخ داد. امام دوازدهم از فرزندان من غيبت مي كند و ديده نمي شود. او روزي ظاهر خواهد شد كه از اسلام، جز اسمي باقي نمانده باشد و از قرآن و كلام خدا مگر درسي باقي نباشد. در اين موقعيت است كه خداي متعال، اذن ظهور مي دهد، تا او اسلام را تجديد نمايد. خوشا به حال آنان كه او را دوست داشته باشند و از وي پيروي نمايند! و بدا به حال دشمنان و مخالفان وي و خوش به حال آنان كه از وي راهنمايي بجويند! (قندوزي، همان: ص440-442؛ جويني، همان: ج2، صص132و134).
منابع و مآخذ
1. آلوسي، ابوالفضل محمود، روح المعاني، تهران، جهان، بي تا.
2. ابن بي الحديد معتزلي، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه مرعشي نجفي، 1404ق.
3. ابن جوزي، شمس الدين مظفر يوسف، تذكرة الخواص، بي جا، بي تا.
4. ابن عربي، ابوبكر، عارضة الاحوذي، شرح سنن ترمذي، بي جا، بي تا.
5. ابن منظور، محمدبن مكرم، لسان العرب، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408ق.
6. اربلي، علي بن عيسي، كشف الغمه في معرفة الائمة، تبريز، مكتبه بني هاشمي، 1381ش.
7. اسلمي، ابي عبدالرحمن محمدبن حسين بن موسي، حقايق التفسير، بيروت، دارالكتب العلميه، بي تا.
8. بحراني، سيدهاشم، البرهان في تفسير القرآن، قم، مؤسسه بعثت، 1417ق.
9. بخاري، محمد بن اسماعيل، صحيح بخاري، بيروت، دار ابن اكثير، 1407ق.
10. ترمذي، محمدبن عيسي، سنن ترمذي، بيروت، دار احياء التراث، بي تا.
11. تستري، نورا...، الصوارم المحرقة، تهران، دارالكتب الاسلاميه، بي تا.
12. جصاص الرازي الحنفي، احمد بن محمد، احكام القرآن، بي جا، بي تا.
13. حاكم حسكاني، عبدا... بن عبدا... بن احمد، شواهد التنزيل، و قواعد التفضيل، بي جا، بي تا.
14. حمويني، علي بن محمد، فرايد السمطين، بيروت، 1400ق.
15. راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في الفاظ القرآن، بيروت، دارالكتب العلميه، 1418ق.
16. سجستاني، سليمان بن اشعث، سنن ابي داود، بيروت، دارالفكر، 1410ق.
17. سيوطي، عبدالرحمان ابوبكر، الجامع الصغير، بيروت، دارالفكر، بي تا.
18. سيوطي، عبدالرحمن بن ابوبكر، الاتقان، قم، شريف رضي، 1370ش.
19. شيباني، احمد حنبل، مسند احمد، مصر، مؤسسه قرطبه، بي تا.
20. صبحي صالح، نهج البلاغه، بيروت، بي جا، 1387ش.
21. طباطبايي، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1361ش.
22. طبراني، سليمان بن احمد، المعجم الكبير، قاهره، مكتبة ابن تميميه، بي تا.
23. طبري، ابوالعباس احمدبن عبدله بن محب الدين، رياض النضرة، بي جا، بي تا.
24. عروسي حويزي، عبد علي بن جمعه، نورالثقلين، قم، علميه، 1412ق.
25. فخر رازي، التفسير الكبير، بيروت، دار احياء التراث، چ2، 1411ق.
26. قندوزي، سليمان ينابيع المودة، بيروت، مؤسسة الاعلمي، 1418ق.
27. متقي هندي، علاء الدين علي، كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، بيروت، مؤسسةالرسالة، 1409ق.
28. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1404ق.
29. مستشيري، مسلم بن حجاج، صحيح مسلم، بيروت، دار احياء التراث العربي، بي تا.
30. نهرواني مدني، عمر عارف، مناقب احمد بن حنبل، بي جا، بي تا.
31. هيتمي، ابن حجر، الصواعق المحرقه، بيروت، دارالمعرفة، 1418ق.
تاريخ دريافت: 10/5/1388
تاريخ تأييد
فردی به عالمی گفت:
اگرسرنوشت مراخدا نوشته است،
پس چرادعا کنم؟
عالم به اوگفت:
شاید در سرنوشتت
نوشته باشد
"هر چه دعا کند همان شود
برچسب:
نویسنده: پارسا میرزایی