قرآن کریم، مزد رسالت پیامبر را دوستی اهل بیت دانسته و از مسلمانان خواسته که به شکرانه ایمان تنها اهل بیت را دوست بدارند. خداوند به پیامبرش فرمان می دهد که بگو׃ <<هیچ پاداشی ازشما برای رسالتم نمی خواهم، جز دوستی نزدیکانم>>.
به راستی، این دوستی چه سودی دارد که پیامبر اکرم(ص) آن را مزد نبوّتش می داند؟ قرآن، خود در آیه ای دیگر به این پرسش پاسخ می دهد و سود دوستی اهل بیت پیامبر(ص) را متوجّه خود مسلمانان می داند.خداوند به پیامبرش دستور می دهد که بگو׃ <<هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام، برای خود شماست، اجر من تنها بر خداست>>.
اهل بیت پیامبر(ص)، صراط مستقیم هدایت و پایه های سعادت مسلمانان به شمار می روند. در عظمت آنان همین بس که خدای تعالی در قرآنش از ایشان یاد کرده و بر آنان سلام می فرستد. برای آگاهی بیشتر با این موضوع، به یک مناظره تاریخی می نگریم׃
روزی امام رضا(ع) در مجلس مأمون بود و گروهی از دانشمندان عراق و خراسان نیز حضور داشتند. مأمون رو به دانشمندان مجلس کرد و از آنان پرسید׃
مراد خداوند از برگزیدگان در آیه <<ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَینَا مِنْ عِبَادِنَا؛ سپس این را به بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم.>>، کیانند؟
دانشمندان حاضر گفتند׃ مقصود خدای تعالی، همه امّت اسلام است.
آنگاه مأمون، این پرسش را از امام رضا(ع) پرسید. حضرت فرمود׃
من، گفته اینان را نمی گویم. منظور خداوند در این آیه، (عترت پاک) است و سپس آن را توضیح داد.
آنگاه در آن مجلس درباره اهل بیت پیامبر(ص) سخن به میان آمد و امام با بیان آیاتی از قرآن، در این باره به گونه ای گسترده بحث کرد.
حضرت ضمن سخنان خود، آیه <<إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی . ..>> را تلاوت کرد و در توضیح آن فرمود׃
گروهی خدمت پیامبر شرفیاب شدند و عرض کردند׃ یا رسول الله! سلام بر شما را دانستیم، صلوات بر شما چگونه است؟
فرمود׃ <<بگویید اللّهمّ صلّ علی محمّد و اله کما صلّیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم، انّک حمید مجید.>>
آنگاه امام رضا(ع) از حاضران پرسید׃
<<آیا میان شما و مردم در چگونگی این صلوات اختلافی هست؟ گفتند׃ نه. مأمون نیز گفت׃ این صلوات از چیزهایی است که هیچ اختلافی در آن نیست و اجماع امّت بر آن است.
سپس مأمون از امام رضا(ع) پرسید: آیا در قرآن راجع به <<پیامبر>>، چیزی روشن تر از آنچه فرمودید، وجود دارد؟
امام فرمود׃ <<آری، به من بگویید خداوند از کلمه <<یس>> که در قرآن شریف آورده، چه کسی را قصد نموده است؟>>
دانشمندان گفتند׃ مقصود از این آیه، حضرت محمّد است و هیچ کس در آن شکّی ندارد.
امام فرمود׃ <<خداوند در این آیه به محمّد و خاندانش، فضیلتی بخشیده که هیچ کس به ژرفای آن فضیلت دست نمی یابد؛ مگر کسی که بیاندیشد.>>
سپس در تفسیر آیه فرمود׃
<<خدای تعالی بر کسی سلام نکرده؛ مگر بر پیامبران و فرمود׃ سلام بر نوح، سلام بر ابراهیم، سلام بر موسی و هارون و نفرموده׃ سلام بر خاندان نوح، سلام بر خاندان ابراهیم، سلام بر خاندان موسی و هارون، ولی فرموده است׃ <<سلام علی آل یس>>، یعنی سلام بر خاندان محمّد.>>
بدین ترتیب، امام رضا(ع) با استدلال به این آیه، نشان داد که
اهل بیت پیامبر(ص)، از چه مقام والایی در پیشگاه خداوند برخوردارند.
اهل بیت پیامبر کیانند
بر اساس آیه 23 سوره شورا، مسلمانان وظیفه یافتند تا اهل بیت پیامبر را دوست بدارند. از این رو، برای شناختن این خاندان، به جست وجو پرداختند.
سعید بن جبیر از ابن عبّاس روایت کرده׃
هنگامی که آیه <<قل لا اسئلکم....>> فرود آمد، اصحاب پرسیدند׃ یا رسول الله! اینها،کیانند که خداوند ما را به دوستی آنان فرمان داده است؟
فرمود׃
<<علی و فاطمه و فرزندان آن دو.>>
احمد بن حنبل نیز در کتاب <<فضائل الصحابه>>، از سعید بن جبیر، از عامره روایت کرده است׃ هنگامی که آیه <<قل لا اسئلکم...>> فرود آمد، مردم گفتند׃ یا رسول الله! نزدیکان تو که دوستی و محبّت آنان بر ما واجب است، کیانند؟
رسول خدا سه بار فرمود׃ <<علی و فاطمه و دو پسر آنها.>>
جابر بن عبدالله انصاری نیز گفته است׃ روزی مردی عرب به حضور پیامبر رسید و گفت׃ ای محمّد! اسلام را بر من عرضه کن.
فرمود׃ <<شهادت بده که معبودی جز خدای یگانه نیست و محمّد، بنده و رسول اوست.>>
مرد عرب گفت׃ آیا پاداشی در ازای آن از من می خواهی؟
فرمود׃ <<نه، مگر دوستی نزدیکانم.>>
عرب پرسید׃ نزدیکان تو،یا نزدیکان من؟
فرمود׃ <<بستگان من.>>
عرب گفت׃ دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم. لعنت خدا بر کسی که تو و نزدیکانت را دوست ندارد!
پیامبرفرمود׃ آمین!
فایده دوستی اهل بیت
قرآن کریم، مزد رسالت پیامبر را دوستی اهل بیت دانسته و از مسلمانان خواسته که به شکرانه ایمان تنها اهل بیت را دوست بدارند. خداوند به پیامبرش فرمان می دهد که بگو׃ <<هیچ پاداشی ازشما برای رسالتم نمی خواهم، جز دوستی نزدیکانم>>.
به راستی، این دوستی چه سودی دارد که پیامبر اکرم(ص) آن را مزد نبوّتش می داند؟ قرآن، خود در آیه ای دیگر به این پرسش پاسخ می دهد و سود دوستی اهل بیت پیامبر(ص) را متوجّه خود مسلمانان می داند.خداوند به پیامبرش دستور می دهد که بگو׃ <<هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام، برای خود شماست، اجر من تنها بر خداست>>.
بنابراین،چون دوستی اهل بیت راهی به سوی خداست، ارزشمند است و نباید به آن، تنها از دیدگاه احساسی و عاطفی نگریست. این دوستی، سرچشمه اعمال صالح و راه صحیح هدایت است. پیامبر گرامی با معرفی اسوه های آرمانی و سفارش به دوستی و نمونه برداری از آنان، راهکار عملی هدایت مردمان را بنیان نهاده است.برای نمونه، به این حدیث بنگرید׃
در روایتی است که׃
رسول اکرم(ص) در بیماری نزدیک به رحلت خود فرمود׃
<<ای مردم! نزدیک است که به زودی به دیدار خدا بشتابم و گفتاری دارم که راه عذر همه شما بسته می شود׃ آگاه باشید که من کتاب خدا و اهل بیت خود را در میان شما به امانت می نهم.>>
سپس دست امیرالمؤمنین را گرفت و برافراشت و فرمود׃ <<این علی با قرآن و قرآن با علی است، از یکدیگر جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد گردند. پس از آنان بپرسید آنچه را که در آنها باقی گذارده ام>>.
شرایط محبّت به اهل بیت پیامبر(ص)
1. نخستین شرط محبّت، شناخت و آگاهی است. آدمی نمی تواند چیزی یا کسی را که نمی شناسد، دوست بدارد؛
2. شرط دوم وجود رابطه روحی میان محبّ و محبوب است که ناشی از همانندی آنها با یکدیگر است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید׃ <<جان آدمیان همانند سربازان هم قطارند و چون همدیگر را بشناسند، به یکدیگر الفت می یابند و چون نشناسند، جدا می مانند>>.
دوستی پیامبر و اهل بیت با این دو شرط پذیرفته است. روایات بسیاری از پیامبر(ص) درباره مقام امام علی(ع) و اهل بیت(ع) رسیده است. این روایات، بر شناخت و آگاهی انسان می افزاید و باعث فزونی محبّت به آنان می شود.
از سویی دیگر، دوست داشتن اهل بیت کافی نیست. از این رو، باید یک همانندی میان آنان و دوستدارانشان وجود داشته باشد. این همانندی، سبب دوستی است، هر چند آدمی خود از این همگونی آگاه نباشد. بنابراین، وقتی انسان شیفته کسی می شود، می کوشد تا همانند او شود و ویژگی های محبوب را در خود پدید آورد.
آنان که سر تا پا به گناه آلوده اند و از دوستی خدا و رسول و امیرمؤمنان سخن می گویند، از منطق اسلام بسیار دورند. خدای رحمان در قرآن، محبّت را پیروی از پیامبرش معرفی کرده و می فرماید׃
<<بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشاید>>.
نیز، امام صادق(ع) به یارانش فرمود׃ <<کسی که گناه می کند، خدا را دوست ندارد>>. سپس این شعر معروف را خواند׃ <<خدا را نافرمانی می کنی و می گویی من خدا را دوست دارم؟ به جان خودت سوگند! این کاری شگفت است. اگر محبّت تو صادقانه بود، از فرمانش اطاعت می کردی؛ زیرا کسی که دیگری را دوست دارد، از او پیروی می کند>>.
محبّت، میل درونی آدمی است به چیزی که آن را نیکو می پندارد و بر دو گونه است׃
1. یکی <<محبّت غریزی>>، که مشترک بین انسان و دیگر جانداران است و به عقل و اندیشه نیاز ندارد؛
2. دوم <<محبّت اختیاری>> که ویژه انسان است و بر پایه عقل و فکر و اندیشه استوار است.
محبّت
اسلام، آیین محبّت و رحمت است. پیامبر اکرم(ص)، جلوه رحمت الهی است. خدای سبحان در قرآن به مسلمانان دستور داده که به خویشان پیامبر(ص) محبّت بورزند و آنان را دوست بدارند. اکنون باید ببینیم محبّت یعنی چه و خویشان پیامبر(ص) چه کسانی اند و فایده این دوستی چیست؟
پرسش از محبّت اهل بیت در قیامت
دوستی اهل بیت پیامبر(ص)، دستور خداوند کریم است. این دستور آن قدر مهم است که مسلمانان در روز قیامت، درباره آن بازخواست می شوند. در این باره، به روایتی از پیامبر اکرم(ص) می نگریم׃
امام رضا(ع) از پدران بزرگوارش از امیرمؤمنان از پیامبر(ص) روایت کرده که فرمود׃ <<نخستین چیزی که در قیامت از بنده پرسیده می شود، دوستی ما اهل بیت است>>.
حنّان بن سدیر گوید׃ خدمت امام صادق بودیم که غذا آوردند.خوردم؛ امّا تا آن زمان، غذایی آنچنان دلپذیر نخورده بودم.
امام پرسید׃ <<سدیر غذای ما چگونه بود؟>>
عرض کردم׃ پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا! چنین غذایی تاکنون نخورده بودم و خیال نمی کنم پس از این هم نصیبم گردد. در این موقع، اشک در چشمانم حلقه زد و شروع به گریه کردم.
امام(ع) فرمود׃ <<چرا گریه می کنی؟>>
عرض کردم׃ یاد آیه ای از قرآن افتادم. پرسید׃ <<کدام آیه؟>>
گفتم׃ آیه <<ثمّ لتسئلن یومئذ عن نعیم؛ سپس در آن روز از نعمت ها پرسش می شود.>>
ترسیدم که خداوند از همین غذا، از من بازخواست کند.
امام چنان خندید که دندان هایش آشکار شد. آنگاه فرمود׃
<<سدیر! هرگز از غذای خوب و لباس نرم و بوی خوش از شما باز خواست نخواهند کرد. اینها برای ما آفریده شده است و ما مأموریم با استفاده از این نعمت ها، فرمانبر خدا باشیم.>>
عرض کردم׃ پدر و مادرم فدایت! پس نعیم چیست؟
فرمود׃ <<خداوند روز قیامت از محبّت امیرمؤمنان و خاندانش بازخواست خواهد کرد که چگونه سپاس نعمتی را که بر شما ارزانی داشتم، به جا آوردید.>>
روزی امام صادق(ع) به ابوحنیفه فرمود׃ <<به من خبر رسیده که تو <<نعیم>> را در این آیه به معنای غذای گوارا و آب خنک در تابستان تفسیر کرده ای؟>>
ابوحنیفه گفت׃ آری، درست است.
امام فرمود׃ <<اگر کسی تو را دعوت کند و غذای گوارا و آب خنک به تو بخوراند و سپس برای آن منّت نهد، تو درباره اش چه خواهی گفت؟>>
ابوحنیفه پاسخ داد׃ او را بخیل معرفی می کنم.
حضرت فرمود׃ <<آیا خدا را نیز بخیل می دانی؟>> ابوحنیفه عاجز ماند و گفت׃ پس معنای <<نعیم>> چیست؟
امام صادق(ع)فرمود<<نعیم،محبّت و دوستی ما خاندان است.>>نعیم26راه حق 26علی26طلاء26 وصیت 26بیعت26 غدیر26 راه حق26علی26نعیم26
ابراهیم بن کاتب نیز گوید׃
روزی خدمت امام رضا(ع) بودیم که یکی از فقیهان گفت׃ مقصود از <<نعیم>> در آیه شریفه <<لتسئلن یومئذ عن النعیم>>، آب سرد است.
امام رضا(ع) فرمود׃
<<آیه را این گونه تفسیر می کنید؟ و هر کس به گونه ای آن را معنا می کند. برخی می گویند׃ آب سرد است، برخی می گویند׃ منظور از آن خواب است. گروهی نیز می گویند׃ غذای خوش طعم و لذیذ است. پدرم از پدرش امام صادق(ع) نقل فرمود که׃
وقتی تفسیر شما درباره معنای <<نعیم>> به آن حضرت رسید، خشمگین شد و فرمود׃
خدا هرگز از بنده اش درباره چیزهایی که به آنان بخشیده، پرسش نخواهد کرد و برای چنین چیزی منّت نمی گذارد. این کار از مخلوق هم ناشایست است که مثلاً برای آنکه به کسی غذایی داده یا آب سردی نوشانده، منّت بگذارد. چگونه می توان به خدای عزّوجلّ چیزی را نسبت داد که حتّی برای مردم شایسته نیست؛ ولی مقصود از نعیم، دوستی و ولایت ما خاندان اهل بیت پیامبر و شیعیانش است که خداوند پس از توحید و نبوّت، از آن پرسش خواهد کرد؛ زیرا اگر بنده به لوازم ولایت و محبّت وفا کرد، به نعیم جاودانه بهشت، دست می یابد.>>
ابوهاشم جعفری، یکی از یاران برجسته امام هادی(ع) می گوید: روزی امام(ع) بیمار شدند و از من و محمّد بن حمزه از دیگر یاران حضرت خواستند که نزد ایشان برویم. محمّد بن حمزه پیش از من نزد امام(ع) رفته بود و پس از بازگشت از منزل امام(ع)، به من گفت: حضرت می خواهند کسی را به کربلا بفرستیم تا در حرم امام حسین(ع) برای شفای ایشان دعا کند. به محمّد بن حمزه گفتم: چرا به امام(ع) جواب مثبت ندادی؟ من خود به کربلا می روم و برای شفای حضرت دعا می کنم. پس از آن وقتی به خانهامام هادی(ع) رفتم و خدمت ایشان رسیـدم، در پـاسـخ به خواسته حضرت گفتم: فدایتان شوم! خودم به کربلا می روم و در آنجا برای شمـا دعـا مـی کنـم. پـس از آن از محضـر امـام هـادی(ع) مرخص شدم. در راه، علی بن بـلال یکی از یاران امام(ع) را دیدم و دستور امام را به اطّلاع او رساندم. علی بن بلال با تعجّب پرسید: امام هادی(ع) به کربلا چه کار دارند؟ ایشان خود امام هستند و عظمت دارند و عظمت ایشان کمتر از کربلا نیست و. ..
دیگر بار نزد امام(ع) رفتم و سخن علی بن بلال را خدمت ایشان عرض کردم. امام در پـاسـخ سـخـن او فـرمودند: <<به علی بن بلال می گفتی که رسول خدا ص) با آنکه عظمتشان از کعبه و حجرالأسود برتر بود، به دور کـعـبــه طـواف مـی کـردنـد و حـجـرالأسـود را می بوسیدند. با آنکه حرمت مؤمن از کعبه برتر است، خداوند دستور داده است که مؤمنان دور کعبه طواف کنند. پس مکان هایی وجود دارد که خداوند دوست دارد در آنها او را یاد کنند و از او چیزی بخواهند. من هم دوست دارم که در این گونه مکان ها [ که نمونه ای از آن کربلاست ] برایم دعا شود.>>
سپس امام(ع) خطاب به من فرمودند:
<<ای ابوهاشم! چرا این مطالب را به علی بن بلال نگفتی؟>> من در پاسخ عرض کردم: <<فدایتان شوم! اگر من نیز به این خوبی این نکات را می دانستم، به طور حتم آنها را به او می گفتم و در مورد دستور شما چون و چرا نمی کردم>>.
تسلیم بودن در برابر ولایت اهل بیت(ع)، شرط پذیرش دعا از سوی خداوند است
اگر چه هرگونه توجّهی به پروردگار عالم تأثیری انکار ناپذیر دارد؛ ولی این نکته را نیز باید در نظر گرفت که برای وارد شدن به هر جا و کسب توفیق کامل در هر کار، باید از راه آن وارد شد. قرآن مجید در این زمینه می فرماید: <<وَلَیسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَی وَاْءْتُـوا الْبُیـوتَ مِـنْ اْبـوَابِهَا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ>>.2
بهترین راه در زمینه دعا و توسّل، راه هایی است که اهل بیت عصمت و طهارت(ع) خود به ما نشان داده اند و آن، پذیرفتن ولایت آنها و تلاش و کوشش خالصانه در این راه است. محمّـد بن مسلم، از اصحاب امام باقر و امام صادق(ع)، در حدیثی نقل می کند:
از امام(ع) پرسیدم: کسی را می شناسیم که در عبادت، خضوع و خشوع بسیار دارد؛ ولی امامت شما را نپذیرفته است؛ آیا عبادت ها و کـوشش های دینی او به حالش سودی دارد؟ امام(ع) در پاسخ فرمودند: <<ای ابامحمّد! مثال ما اهل بیت، مثال آن خاندانی است که در بنی اسرائیل بودند که هر گاه چهل شب به درگاه خـدا راز و نیاز می کردند، دعایشان به اجابت می رسید؛ ولی یکی از آنها چهل شب عبادت و راز و نیاز کرد و دعایش مستجاب نشد. آن شخص نزد حضرت عیسی(ع) رفت و گلایه کرد و از آن بزرگوار خواست که برای او دعا کنند. حضرت عیسی(ع) وضو گرفتند و نمازی خواندند و برای آن شخص دعا کردند. پس از آن، خداوند به پیامبرش وحی فرمود: <<بنده من از غیر آن دری که باید نزدم آید، آمد و دلش به نبوّت شما ثبات و قرار نداشت و به همین دلیل دعایش مستجاب نگردید.>>
این حدیث شریف نشان می دهد که اعتقاد کامل و یقین استوار به پروردگار عالم، پیامبر گرامی(ص) و ائمه اطهار(ع)، شرط لازم برای استجابت دعاست و بدون باور داشتن ولایت اهـل بـیـت(ع)، استجابت دعا با مانع روبه رو خواهد شد.
انگشتی که برای اهل بیت(ع) قلم می زند باید شفا بخش باشد
نقل است زمانی فرزند محدّث کبیر، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبّاس قمی، صاحب کتاب های متعدّد علمی و کتاب مشهور <<مفاتیح الجنان>>، دچار عارضه بسیار سختی می شود و آقایان پزشکان از معالجه او نومید می شوند. خبر به حاج شیخ عبّاس قمی می رسد؛ ایشان در همان حال، انگشت خود را در استکان چای می زنند و می گویند: این را به فرزندم بدهید، بخورد. اطرافیان همین کار را انـجـام می دهند و بیماری فرزند ایشان رو به بهبود می رود. از مرحوم حاج شیخ عبّاس قمی می پرسند: بر آن چای چه دعایی خواندید، که این همه اثر داشت؟ ایشان در پاسخ می گویند: اگر انگشتی که یک عمر در مسیر اهـل بـیـت(ع) قلم زده اسـت؛ چنین اثری نمی داشت، باید آن را قطع می کردم. خدا را شکر که ما مولاء و آقا یمان 1183 سالش میباشد59 طبیب واقعیه59 معنی آیت الله 59 آخرین امام دین اسلام59 راهنمای دین اسلام 59 مهدی 59
اهل بيت (ع) براساس آيات قرآن و حديث متواتر ثقلين، همتاى قرآن بوده، تمسك به يكى از آن دو، بدون ديگرى، مساوى با ترك هر دو است و دستيابى به دين كامل، در پرتو تمسك به آيات و روايات امكان پذير است. در حقيقت، قرآن و عترت، عصاره نبوت و تداوم بخش رسالت هستند و هدايت بشر را تا روز قيامت تضمين مى كنند. [1]
قرآن، اسلام مكتوب است و اهل بيت اسلام ناطق.
قرآن، راه است و اهل بيت راهبر.
قرآن، قانون است و اهل بيت قانون شناس و مجرى قانون.
قرآن مشعل است و امام، مشعل دار.
قرآن، كتاب حكمت است و اهل بيت داناى حكمت.
كلمه <<اهل بيت>> در قرآن در سه آيه آمده است. نخست در سوره قصص مى خوانيم: <<هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْت يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ; [2] [پس خواهر موسى آمد و گفت:] آيا شما را به خانواده اى راهنمايى كنم كه براى شما از وى سرپرستى كند.>> اين آيه اشاره به جريان حضرت موسى(ع) در ايام كودكى دارد كه شير هيچ دايه اى را در كاخ فرعون قبول نمى كرد. آنگاه خواهر موسى(ع) به آن ها گفت: آيا مايليد كه من شما را بر خانواده اى كه دايه و پرستار اين طفل شوند، راهنمايى كنم.
مراد از اهل بيت در اين آيه، واضح است و به كسى كه در خانواده دايه و پرستار طفل است; يعنى مادر خانواده اطلاق شده است.
دومين آيه در سوره هود آمده است كه: <<قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكَـتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْت>> [3] بعد از آنكه خداوند، بشارت داشتن فرزند را به ساره همسر حضرت ابراهيم(ع) داده است، او به خاطر پيرى خود و همسرش متعجب شد; اما فرشتگان به او گفته اند: <<آيا از كار خدا در شگفت هستى كه رحمت و بركات خداوند مخصوص شما اهل بيت رسالت است.>>
در اين آيه نيز منظور از اهل بيت آشكار است و شامل خاندان و خانواده حضرت ابراهيم(ع) مى باشد.
سومين آيه اى كه درباره <<اهل بيت>> سخن به ميان آورده، در سوره احزاب آمده است كه مى فرمايد: <<إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا; به راستى كه خداوند، مى خواهد پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و كاملاً پاك و پيراسته تان نمايد>>.
با بررسى تفسير و شأن نزول و سياق آيات فوق، در مى يابيم كه در دو آيه اول، مراد از <<اهل بيت>> مشخص بوده و داراى هيچ ابهامى نيست. اما با بررسى سياق آيه سوم و شأن نزول آن مى توان فهميد كه اين آيه در مقام بيان مسأله مهمى درباره <<اهل بيت>> است كه نيازمند دقت و بررسى بيشترى است.
براى بررسى اين آيه، چند نكته را بايد مورد توجه قرار داد:
اول: آيه <<تطهير>> داراى سه تأكيد است.
الف. حرف <<ان>> كه در پى آن <<ماى>> حصر آمده و دلالت دارد كه طهارت منحصر در اهل بيت است.
ب. <<لام>> تأكيد كه بر كلمه <<يذهب>> آمده تا از ازاله كامل تمام گناهان و معاصى از اهل بيت پرده بردارد.
ج. جمله <<يطهركم تطهيرا>> در آخر اين آيه بيانگر آن است كه طهارت اهل بيت، كامل و بدور از هر گونه شائبه و شبهه است. [4]
اين سه تأكيد نشان مى دهد كه <<اهل بيت>> خاندانى معمولى نيستند و داراى خصوصيات منحصر به فرد مى باشند.
دوم: اراده خداوند در جمله <<انما يريد الله...>> بر فعل او، <<اذهاب رجس>>، و <<تطهير>> تعلق گرفته و چنين اراده اى جز اراده تكوينى نيست چرا كه اراده تشريعى به فعل ديگران تعلق خواهد گرفت نه به فعل صاحب اراده، همچنين سياق آيه در مقام مدح و ستايش اهل بيت است و اگر اين اراده تشريعى بود; اختصاص به گروه خاصى نداشت و اين مدح و ستايش نيز موردى نداشت.
سوم: با ملاحظه موارد استعمال لفظ <<رجس>> در قرآن (مائده، آيه 90; انعام، 125; يونس، 100) مى توان گفت اين لفظ هم شامل پليدى محسوس و ظاهرى مى شود و هم آلودگى معنوى و نامحسوس را در بر دارد. [5] و شكى نيست كه مقصود از <<رجس>> در آيه تطهير (كه با الف و لام نيز آمده) شامل تمام گناهان مى شود. [6]
چهارم: علماى اهل تسنن با توجه به معناى لغوى <<اهل بيت>>، آيه را به خانواده و همسران پيامبر تفسير مى كنند. [7] در پاسخ آنها بايد گفت اگرچه در كتابهاى لغت، كلمه <<اهل بيت>> به معناى اهل خانواده (اعم از پدر، مادر، فرزندان و...) و خاندان آمده است. [8] اما سياق آيه تطهير نشان مى دهد كه <<اهل بيت>> در اين آيه افراد خاص از خانواده هستند و شامل همسران پيامبر اسلام(ص) نمى شود زيرا اگر شامل آنها مى شد لازم بود ضمير <<عنكم>> كه مذكر است به <<عنكنّ>> تبديل شود. [9] علاوه بر آن از رواياتى كه تبيين كننده مجهولات و تأويل كننده متشابهات قرآن هستند; استفاده مى شود. كه اين قسمت از آيه (مانند بعضى از آيات ديگر) جداگانه نازل شده است و به هنگام جمع آورى آيات قرآن، در كنار اين آيات قرار گرفته است. [10] و روايات به وضوح، مصداق <<اهل بيت>> در اين آيه را بيان كرده اند. طبرى [11] در تفسير خود <<17>> حديث و جلال الدين سيوطى، [12] در الدر المنثور <<14>> حديث را نقل نموده اند كه سند همه آنها به صحابه و تابعين (همچون: ابوسعيد خدرى، انس بن مالك، ابو اسحاق، ابوهريره، ابوحمراء، سعد بن وقاص، على بن حسين، عايشه، ابن عباس و...) منتهى مى گردد.
طبق اين احاديث، پيامبر اسلام(ص) كساء يا عباء بر سر پنج تن (پيامبر، على، فاطمه، حسن و حسين(عليهم السلام)) افكند و ام سلمه را كه قصد ورود به آن را داشت; منع نمود و اين جمله را فرمود: <<خدايا! اينان اهل بيت من مى باشند، پروردگارا! پليدى را از آن ها دور ساز>>. [13]
آيات زيادى در شأن و منزلت <<اهل بيت>> نازل شده است تا جايى كه ابن عباس مى گويد درباره على(ع) به تنهايى، سيصد آيه نازل شده است. [14] و برخى ديگر گفته اند: ربع آيات قرآن در مورد اهل بيت مى باشد. [15]
در اين جا نمونه هايى از آيات كه شيعه و سنى در آن اتفاق نظر دارند كه درباره اهل بيت نازل شده را ذكر مى نمائيم:
خداوند متعال مى فرمايد: <<قُل لاَّ أَسْـَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى; [16] به مردم بگو! براى تبليغ و رسالت، پاداش از شما نمى خواهم; مگر مودت و دوستى خويشانم>>.
صحيح مسلم و صحيح بخارى و مسند احمد بن حنبل و تفسير ثعلبى همگى از ابن عباس نقل كرده اند كه وقتى اين آيه نازل شده مسلمانان از پيامبر سؤال كردند; اقرباى شما چه كسانى هستند؟ پيامبر فرمود: آنها على و فاطمه و دو فرزندانشان (حسن و حسين) هستند. [17]
خداوند در سوره نساء آيه 47 مى فرمايد: <<فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ...; [18] پس هر كس با تو درباره عيسى در مقام مجادله بر آيد، بعد از آن كه به وحى خدا بر احوال او آگاهى يافتى بگو: بياييد ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخيزيم...>>.
مفسران شيعه و سنى اتفاق نظر دارند كه لفظ <<ابنائنا>> اشاره به امام حسن و امام حسين و لفظ <<نسائنا و انفسنا>> به ترتيب فاطمه زهرا(س) و حضرت على(ع) را شامل مى شود. مسلم و ترمذى در كتاب هاى خود در باب فضايل على(ع) از سعيدبن وقاص روايت كرده اند: وقتى كه اين آيه نازل شد، پيامبر، على و فاطمه و حسن و حسين را فراخواند و فرمود: خداوندا، اينان اهل من مى باشند. [19]
قرآن، داستان توبه حضرت آدم را چنين بيان مى كند: <<فَتَلَقَّى ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَـت فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ; [20 ]حضرت آدم از پروردگارش كلماتى را گرفت پس توبه او را پذيرفت، همانا خداوند توبه پذير و مهربان است.>>
جلال الدين سيوطى در تفسير <<الدر المنثور>> در ذيل همين آيه از ابن عباس روايت كرده كه گفت از رسول خدا درباره كلمات كه حضرت آدم از خداوند دريافت كرد و موجب پذيرش توبه شد سؤال كردم، پيامبر فرمود: <<حضرت آدم به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين از خداوند طلب بخشش كرد و خداوند هم پذيرفت.>> [21]
آياتى كه در شأن اهل بيت به خصوص درباره حضرت على(ع) نازل شده، بسيار زياد است كه بررسى همه آنها در اين مجال نمى گنجد ما براى اختصار فقط به آدرس سوره ها و آيات اكتفا مى كنيم: [22] آيات برائت (توبه، 1)، آيه سقاية الحاج (توبه، 19)، آيه صالح المؤمنين (تحريم، 4)، آيه حكمت (بقره، 269)، آيه بينه (هود، 17)، آيه نور (حديد، 28)، آيه انذار (شعراء، 214) آيه مرج البحرين (الرحمن، 19، 22)، آيه نجوى (مجادله، 12)، آيه سابقون (واقعه، 10 ـ 11)، آيه محبت (مريم، 96 ; مائده، 54)، آيه انفاق (بقره، 274)، آيه حبل الله (آل عمران، 103)، آيه راسخون در علم (آل عمران، 7)، آيه ولايت (مائده، 55)، آيه علم الكتاب (رعد، 13)، اهل الذكر (نحل، 43) و... .
آنچه ذكر شد گوشه هايى از شأن و منزلت اهل بيت در قرآن بود كه هيچ كس قادر به انكار اين آيات نيست. بدون شك اهل بيت حلقه ناگسستنى قرآن هستند و قرآن بدون اهل بيت و اهل بيت بدون قرآن، نمى توانند كشتى پرتلاطم هدايت را به مقصد برسانند اميدواريم بتوانيم با تبعيت از اهل بيت، مسير صراط مستقيم را بپيماييم.
1 . تفسير تسنيم، حضرت آيت الله جوادى آملى، انتشارات اسراء، چ 1، قم، 1379، ج 1، ص 132.
2 . قصص/ 12.
3 . هود/ 73.
4 . اهل بيت رهبران الهى، محمد كاظم، محمدجواد، انتشارات عاشورا، قم، چ 1، 1374، ص 17.
5 . ره توشه راهيان نور، ويژه محرم 1377، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، مقاله سيماى اهل بيت در قرآن و سنت. عبدالرحيم سليمانى، ص 35.
6 . تفسير نمونه، حضرت آيت الله مكارم شيرازى و همكاران (دارالكتب الاسلامية، تهران، چ 11، 1371، ج 17، ص 195.
7 . تفسير الدر المنثور، سيوطى، ج 5، ص 196.
8 . مفردات راغب اصفهانى، تهران، مكتب مرتضويه، ذيل.
9 . تفسير الميزان، علامه طباطبايى، انتشارات اسراء، قم، 1364، ج 16، ص 484.
10 . همان.
11 . تفسير طبرى، محمد بن جرير طبرى، ج 2، ص 5 ـ 7، انتشارات مؤسسه رسالت، بيروت، 1415 ق.
12 . تفسير الدر المنثور، جلال الدين سيوطى، ج 5، ص 199، قم منشورات كتابخانه مرعشى، 1404 ق.
13 . ر.ك: اهل بيت در كتاب و سنت، محمد رى شهرى، دارالحديث تهران، چ 1، ص 35 ; شواهد التنزيل، حفطايى، ج 2، ص 25، بيروت، مؤسسه علمى للمطبوعات، 1393 ق.
14 . الصواعق المحرقه، حيثمى، فصل 3، باب 9، ص 76، مكتبة القاهره، چاپ مصر، 1312.
15 . المراجعات، ص 48.
16 . شورى، آيه 23.
17 . ر.ك: اهل بيت در كتاب و سنت، رى شهرى، ص 40; رك: و دلائل الصدق، حسن بن محمد مظفر، ج 2، ص 119، انتشارات بصيرت، قم 1395 ق.
18 . آل عمران، آيه 61.
19 . دلائل الصدق، همان، ج 2، ص 135.
20 . بقره، آيه 37.
21 . تفسير الدر المنثور، ج 1، ص ذيل آيه.
22 . تفسير نور الثقلين، عروس حويزى ; تفسير بحرانى، سيد هاشم بحرانى ; تفسير الدر المنثور، جلال الدين سيوطى و تفسير نمونه، مكارم شيرازى ; تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ذيل آيات فوق.
برچسب:
نویسنده: پارسا میرزایی